يك روز خوب با مامان
من و مامان بعضي وقتها بعدازظهرها با هم مي ريم پياده روي و نتيجه پياده روي امروزمون چند جلد كتاب و خوردن يك كيك با آب پرتقال تازه بود (البته همشو من تنهايي خوردم به مامانمم ندادم) عكس كتابهامو بعدا براتون مي زارم اين يكي كه توي عكس مشخصه كتاب هيالوها هست كه چشم و گوش و بيني و دهان هيالوها آهنربايي هست و خوم مي چينمشون ...
نویسنده :
مامان و بابا
11:58
جمله مثبت
يك صبحانه دلچسب
در يك روز مانده به آخر فروردین ماه رفتیم کله پاچه خوری ...
نویسنده :
مامان و بابا
6:15
اعتماد به نفس بچه ها
چند پند
كودك در 14 ماه اول زندگي بايد خواسته هايش بلافاصله انجام شود. تا دو سالگي تا جاي ممكن زود انجام شود. بين دو تا پنج سالگي بايد صبر را به كودك آموخت. كودك هر وقت چيزي خواست بايد بگوييم اول دستمو بشورم بعد بهت آب دم. اول به بابا زنگ بزنم بعد بهت بستني بدم . كودكاني كه از دو سالگي صبر كردن را مي آموزند يا ياد ميگيرند لذت را براي پاداشي بيشتر به تعويق بياندازند در آينده بسيار موفقترند. دانشگاه استانفورد چهل سال قبل آزمايشي روي كودكان انجام داد. آنها كودكان را به اتاقي بردندو به آنها كلوچه يي دادند و به آنها گفتند تصميم با شماست، يا كلوچه رو الان بخوريد يا اگر صبر كنيد بعد از 15 دقيقه كلوچه ديگري به شما جايزه داده خواهد شد. كودكاني كه صبر كردند...
نویسنده :
مامان و بابا
9:22
هوس هاي پسر جان
عماد: مامان به من سبزي بده ببرم مهد مامان: سبزي خوردن مطمئني؟ عماد: آره من دوست دارم. و نتيجه اينكه آقا پسر امروز با يك كيسه سبزي خوردن رفتن مهد ...
نویسنده :
مامان و بابا
8:45








